دو جلسه ديگر، ترم دوم  دوره اُرف تمام می شود....یکشنبه های آرمان همچنان برایش دوست داشتنی و خاطره انگیز است...البته در یکی از این یکشنبه ها، که در تیرماه بود؛ پسرک بنای گریستن گذاشت و می خواست مادر با او در کلاس همراه باشد که البته دلایل آن هم بر می گشت به چگونگی گذران آن روز ، خستگی و گرسنگی و ناشی برخورد کردن مادر .....ولی بقیه جلسات آرمان ، هم پیش از رفتن به کلاس و هم بعد از خاتمه کلاس شاد بود....و در این ترم تقریباً به غیر از آن جلسه ای که گفتم؛ در بقیه یکشنبه ها پسرک بدون مادر به کلاسش می رفت ....هر یکشنبه مسیر رفتنمان به کلاس همراه بود با گوش دادن به "رنگین کمون " ثمین باغچه بان و به محض پیچیدن در شیخ بهایی، پسر کوچولو مشتاقانه از روی صندلیش بر می خاست تا سریعتر با نگاه تیزبین اش برای ماشین مان جای پارک پیدا کند ....و مسیر بازگشتمان غالباً همراه بود با حرف زدنهای آرمان از بازیهای کلاسشان.....

بازیهای مرتبط با موسیقی کماکان ادامه داشت. از اواخر ترم پیش، آرمان و دوستانش هر جلسه با کرم موسیقی همراه بودند...کرم موسیقی کرم ابریشمی است که از 8 دایره متصل به هم درست شده، کله این کرم که اولین دایره هست بزرگتر از همه و آبی رنگ و انتهای آن که کوچکترین دایره هست باز آبی رنگ می باشد...رنگهای دایره های تشکیل دهنده  این کرم مطابقت با رنگهای تیغه های بلز دارد و آرمان و دوستانش برای آن شعری می خوانند و این کرم را بارها رنگ آميزی کردند به همراه خواندن شعر آن :" یه کرم رنگارنگ/ روی درخت نشسته/ گوش کن تا بخونم رنگهای اونو:/ آبییییییییی/ بََََََنفش/ قرمز/نارنجی/ زرد/ سبزکمرنگ/ سبز پر رنگ/ آبی کوچولوووووووو" (متاسفانه ریتم قشنگی را که آرمان با این شعر می خواند نمی دونم اینجا با نوشتار نشون بدم)

 علاوه بر کرم موسیقی، بچه ها با بازیهای مختلف و رنگ آمیزی و شعر و آهنگ... با نُتها تا حدودی آشنا شدند....این آشنایی در قالب بازیهای عروسکی برای بچه های رده سنی آرمان خیلی جالب است؛ در پارس هر نُت برای خودش شناسنامه ای دارد، شخصیتی دارد و رنگی....مثلاً نُت "می" یه خانوم آرایشگر هست که مهمترین وسیله کاریش ،"شانه"  (شبیه نُت می) را به همراه دارد و کمی هم خجالتی است شاید برای همین هم قرمز رنگ است....هر نُت همچنین با یکی از حروف الفبای انگلیسی برای بچه ها شناسانده شده  :  حروف C, D,E,F,G,A,B,C”  "   به ترتیب با نُتهای "دُ، رِ، می، فا، سُل، لا ، سی، دُ کوچولو" منطبق هستند آرمان برای آن شعری هم می خواند: "دُ، دَهَنش بازه/ رِ ، شکمش گنده س/ می، شبیه شونه س/ فا ، شونه شکسته س/ سُل ، آب نبات داره/ لا ، همیشه لالا/ سی ، دو تا شکم داره/ دُ ، دُ دُ کوچولو...."

حالا در پایان ترم دوم، آرمان می تواند شعر کرم موسیقی اش را بخواند و نُتها را با علائم قراردادی الفبایی اش می شناسد و رنگ هر کدام را...مثلاً تا بگویی نُت فا ؟ شکل حرف F را با انگشتش ترسیم می کند و می گوید نارنجی رنگ است و یا لا ، سبز کمرنگ است و می گوید همون که اول اسم آرمان هم هست و ....چند روز قبل بلز-ش را جلوی خودش گذاشته بود و با مضراب به هر تیغه آن که می زد اسم آن را بر اساس رنگی که می دید می گفت....(البته هنوز کار با بلز را شروع نکرده اند، اما آموزش شان آنقدر قشنگ و مرتب و بر اساس اصول درست پیش می رود که پسرک چهار و نیم ساله من می تواند آموخته های خودش را روی بلز بیان کند....)

در ضمن در قالب بازیها، بچه ها در این ترم با بیشتر سازهای موسیقی کم و بیش  آشنا هم شده اند...

 

پ.ن.۱: در اواخر ترم دو ، دارم کم کم مطمئن میشم که راه به خطا نرفته ام و به آینده آن امیدوارم.

پ.ن.۲: بی شک کلاس این ترم پربارتر از این نوشتار بوده و گزارش من تنها بر اساس حرفهای آرمان و برگه های رنگ آمیزی هر هفته او بوده ....در ضمن اگر خطایی در این نوشتار هم باشد ممنون میشم بهم یادآور بشوید، چون سر رشته ای از این علم ندارم و من شاگرد یک پسر چهار ساله و نیمه بوده ام در این ترم......

 پ.ن.۳: خوشحالم که باز می توانم بنویسم و نوشته هایتان را بخوانم....