تغییر شغل
در یک بازه دو ماهه، پسر نازنین من چندین بار تغییر شغل داده اند...از آنجا که تغییر شغل مساله بزرگی در زندگی ماست برای ثبت در تاریخ ...این تغییرات را می آورم...البته بعید نیست موردی از قلم افتاده باشد....
آرمان ...تا دو ماه پیش: میخوام خانه دار بشم، اصلاً هم نظرم عوض نمیشه...
آرمان....تا یک ماه پیش: بزرگ شدم دکتر میشم...دکتر قلب.
آرمان....تا 25 روز پیش: مربی شطرنج میشم
آرمان....تا 15 روز پیش: خلبان میشم
آرمان....تا 5 روز پیش : گیتاریست میشم
آرمان....از 3 روز پیش : دو تا شغل دوست دارم: گیتاریست میشم و تولید کننده لباس (البته فقط لباسهای بتمنی، اسپایدرمنی، سوپرمنی، زورو و از اینا تولید می کنم....)
.
.
.
پ.ن: مهم نیست چیکاره میشه، مهم اینه که شازده کوچولو ی ما ، هر شغلی انتخاب کنه بهترین میشه... دلیل و مدرک؟؟؟ بفرمایید ببینید در عکس زیر...شازده، مربی شطرنج شده و به مامانش یاد میده که وزیر در صفحه شطرنج چگونه حرکت میکنه....(به همین سیاق، نحوه حرکت همه مهره ها را آموزش میده...)
![]()
وزیر را در وسط گذاشته و با چیدن مهر ه های تخته نرد در مسیرهایی که وزیر میتونه حرکت کنه٬ به من یاد میده که وزیر اینگونه حرکت میکنه....به همین نحو٬ حرکت شاه٬ فیل٬ قلعه٬ اسب ...را هم باز سازی می کنه...البته تصورم اینه که از مربیش آموخته...اما همین که آموخته اش را اینچنین ارائه میده خوشم میاد....بازی اش هم خیلی خوبه...گاهی پدرش هم از برخی حرکتهای هوشیارانه اش متعجب میشه....
پریروز هم می گفت :" اگر کیش شدی سه راه داری :بزن، ببند، فرار کن....ببین مهره ای که بهت کیش داده را میتونی بزنی...ببین میتونی جلوی راهشو ببندی و مهره ای جلوی اون و شاه خودت بزاری....نتونستی فرار کن و شاه را حرکت بده به یه جای دیگه..."
ارزش مهره های شطرنج را هم با یک شعر گونه آموزش میده:" سرباز چقدر می ارزه؟ یه تومن/ فیل چقد می ارزه؟ سه تومن/ اسب چقد می ارزه؟ سه تومن/ قلعه چقد می ارزه؟ پنج تومن/ وزیر چقد می ارزه؟ شش تومن..."....و میگه شاه مهره مهمیه اما وزیر قدرتمنده...
چند روز پیش هم می گفت:"مانی میگه 100 بزرگترین عدد هست."
...من هم به آرمان گفتم : نه٬ از صد بیشتر هم داریم دویست، سیصد، پانصد، هزار، میلیون....
آرمان نگام کردو گفت:"من به مانی گفتم اگه صد بزرگترین عدده پس صدو یک چیه؟ صدو دو؟ صدو سه؟ صدو چهار؟ صدو پنج؟ صدو شش؟ صدو هفت؟....." (راستش دیدم پاسخ قانع کننده و قابل فهم تری به یک کودک همسن خودش٬ نسبت به پاسخ من داده...)....
بعداْ نوشت: پسرم٬ روز پنجشنبه (۱۲ اسفند) میگه : میخواهم گیتاریست بشم و همه کشورهای دنیا رو بگردم....(گمانم این آخرین شغل انتخابیش هست: مارکوپولو گیتاریست یا نوازنده دوره گرد!!!)
این وبلاگ روزنه ای است به دنیای بزرگ شازده کوچولوی من که در اولین ساعات روز سه شنبه 18 بهمن 84 به دنیا آمد تا مامانی بار دیگر ایمان بیاورد که سه شنبه ها همچنان روز خوشبختی است..................