آرمان هم از اون دسته از بچه کوچولوهاست که از خواب نیمروز متنفر است و هیچوقت بعد از ناهار نمیخوابه... و در پنج سال گذشته  همین امر باعث میشده که من هم به نوعی نتونم یه چرت کوتاه بعد از ناهار بخصوص روزهای تعطیل آخر هفته داشته باشم...چون شازده نه تنها دوست نداره خودش بخوابه که وحشت داشته از اینکه چشمهای مرا هم بسته ببینه ...ولی در یک ماه گذشته کم کم احساس کردم که شازده مثل سابق دیگه نگران این مساله نیست و من وقتی بعد از ناهار، روی کاناپه کتاب به دست دراز میکشم دیگه منو مدام چک نمی کنه و گاهی حتی نیم ساعتی یا حتی بیشتر هم میخوابم ...

یکشنبه ای که گذشت (نیمه شعبان) یه روز تعطیل بود بعد از ناهار، جلوی تلویزیون روی زمین یه بالش زیر سرم گذاشتم و پسرک را که مشغول با بازی و موسیقی شوالیه ای!! اش بود نگاه می کردم که خوابم برد ساعتی بعد با سر و صدای پسرک که بالای سرم می چرخید و چیزهایی می گذاشت و برمی داشت بیدار شدم...دیدم دورتا دور من، یک سری صفحاتی که مربوط به ترم های گذشته موسیقی بود در رابطه با آموزش نُتها و...مرتب چیده و کتابهای آموزشی فلوت و خود فلوت و بلز و دقک و قاشقک و طبلک و...دیگر تشکیلات مربوط به موسیقی اش را چیده و مدام چیدمان آنها را تغيير می دهد و با خود حرف می زند...پرسیدم چه می کنی؟ گفت:"دارم درس جدیدی را که به بابا میخواهم یاد بدم آماده می کنم"...بعد گفت:"یه خبر خوب برای بابا دارم، البته برای شما هم خبر خوبی هست چون خبر در رابطه با همسرتون می باشد" و گفت:" بابا، از این جلسه ، ترم فلوتش شروع میشه"...و بعد ادامه داد:"میتونی به مان جون (مادربزرگ پدریش را میگفت) خبر بدی که خوشحال بشه که پیشرفت پسرش در موسیقی عالی بوده"... و بعد همین طور کاغذها را جابجا می کرد و فلوتها و بلز و غیره را اینور و انور می گذاشت...پدر که بیدار شد هنوز چایی از گلویمان پایین نرفته میگه:"کلاسمون شروع شده، صفحه ای از نتهای کتاب آموزش فلوت ریکوردر را باز کرده و برای پدرش میخونه و توضیح میده که نت سُل روی خط حامل دوم هست و نت سی روی خط سوم و نت لا وسط این دو خط.... اینکه اینجا نت لا ُ توخالی هست یعنی نت سفیده و باید بیشتر از نت سیاه بکشی و میخونه ....و روی فلوت نشون میده که با دست چپ می گیری و انگشت شست چپ روی سوراخ پایینی و انگشت اشاره چپ روی سوراخ بالایی و وقتی فوت میکنی میگی "تووو" اونوقت میشه نُت سی...اگه انگشت وسط را روی سوراخ دوم از بالا بزاری (اضافه بر دو انگشت قبلی) میشه نُت لا و....همین طور نت سل را نشون میده و در فلوت میدمه و بعد از پدر میخواد که اینکارهارو انجام بده....

 

پ.ن: پدرش نوازندگی هیچ سازی را بلد نیست ...اما آنقدر از بچگی علاقمند به موسیقی بوده و موسیقی زیاد و متنوع گوش داده که حافظه و درک موسیقی بالایی داره و موسیقی های خوب را عالی میشناسه و لذت میبره از آنها...و شازده حالا مدتی است که آموخته هاشو برای پدر تدریس خصوصی می کنه ....

پ.ن2: ترم فلوت شازده از پاییز شروع میشه اما وقتی من تمرین می کنم چنان تمرکز روی تمرین من داره که از مامان عقب نیفته که هر چی من یاد می گیرم اون هم بلافاصله یاد میگیره....