معرفی کتاب....
یک :
نام کتاب: پیگمالیون Pygmalion
نویسنده: جورج برنارد شاو
مترجم: آرزو شجاعی
ناشر: نشر قطره، 1389
215 ص، مصور
نمایش نامه انگلیسی، قرن 20 م. (تئاتر و ادبیات نمایشی)
قیمت: 7500 تومان
خیلی خیلی دوست داشتم این کتاب را، ... بیان کردن احساسم در موردش برایم سخت است لذا بر اساس مقدمه مترجم و نوشته پشت جلد کتاب٬ آن را معرفی می کنم:
در مقدمه مترجم کتاب میخوانیم:
"...در یکی از اسطوره های یونانی آمده است: پیگمالیون، پادشاه قبرس، مجسمه ساز ماهری بود و مجسمه ی زن زیبایی را می سازد و او را گالاتیا می نامد. پیگمالیون، عاشق گالاتیا می شود. آفرودیت، رب النوع عشق و زیبایی، که عشق شدید پیگمالیون به گالاتیا را می بیند، مجسمه را زنده می کند و بر ازدواج آنها اصرار می ورزد. بنا بر گفته ای، پافوس ثمره ی ازدواج آنهاست. گریوز، محقق و اسطوره شناس، دیدگاه دیگری از این داستان ارائه می کند: پیگمالیون عاشق آفرودیت می شود و چون آفرودیت، عشق او را رد می کنددر اوج ناامیدی مجسمه ی او را از جنس عاج می تراشد و شب ها آن را در کنار خود می خواباند. آفرودیت دلش به حال او می سوزد و مجسمه را زنده می کند. به عقیده گریوز، پیگمالیون در زبان یونانی به معنی کار سخت و گالاتیا به معنای سفید شیری است.
پیگمالیون برنارد شاو، پرفسور آوا شناسی به نام هنری هیگینز است که به طور اتفاقی با دختری گل فروش به نام الیزا دولیتل برخورد می کند و شرط می بندد که در عرض شش ماه از او بانویی واقعی بسازد. هیگینز شرط را می برد و اکنون الیزا که گفتار و رفتارش همانند بانویی اشراف زاده است قادر نیست به زندگی سابقش بازگردد..."
و در پشت جلد کتاب در معرفی آن میخوانیم:
"پیگمالیون نمایش نامه ای کمدی است در پنج پرده نوشته ی جورج برنارد شاو. این نمایش نامه در سال 1912 نوشته شده است.
هنری هیگینز، پرفسور زبان شناسی، شرط می بندد که در مدتی کوتاه، الیزا دولیتل دختری کاملاً عامی را به نحوی تعلیم دهد که بتواند او را در مهمانی عصرانه ی یکی از سفرا به عنوان دوشس دولیتل معرفی کند. آیا هنری موفق می شود شرط را ببرد؟
پیگمالیون یک سیندرلای مدرن نیست، داستان مردی است فرهیخته که نقش پیگمالیون را بازی می کند و به گالاتيای خود زندگی می بخشد. هیگینز سمبلی از عقل و منطق و الیزا سمبل قلب و محبت بی دلیل است.
بسیاری از منتقدین هنوز هم پیگمالیون را یکی از بهترین نمایش نامه های برنارد شاو می دانند. نمایش نامه ای که الهام بخش فیلم "بانوی زیبای من" بود و هنوز هم در دنیا به روی صحنه برده می شود."
دو :
نام کتاب: دیگر تنها نیستی
نویسنده: استفانو بنّی
مترجم: محمدرضا میرزایی
نشر: حرفه هنرمند
چاپ اول شهریور 1391
تعداد صفحه: 112
قیمت: 4500 تومان
عنوان این کتاب خود معرف آن است. چه بسا در شرایطی احساس میکنیم تنهای تنها هستیم موضوع تنهایی شاید از نگاه هر کس بسته به شرایط زندگیش و خواسته های هر کس از زندگی متفاوت باشد... این کتاب ده داستان کوتاه است که هر کدام ، با نگاهی متفاوت و غیر قابل تصور ما به موضوع "تنهایی" پرداخته....کتابی کم حجم که هنوز بعد از ماهها دلم نمیخواهد بایگانیش کنم و هر از گاهی صفحاتی را می خوانم.... داستان اول در مورد مردی است که همسرش را از دست داده و در بحران بعد از آن حوصله ی سگش را ندارد ...اما سگ باوفا (که بومرنگ نام داد و بوم صدایش می زنند) ، همه جا به دنبال اوست...در همان صفحات نخست می خوانیم:
" دنیا چیزی نبود جز شکست، تنهایی و درد. وجود موجود ناجوری مثل بوم که دم را تکان می داد و از سرخوشی زوزه می کشید و با پشم هایش این خانه ی سوت و کور را مملو از عشق می کرد، در این سیاره وحشتناک چه معنی ای می توانست داشته باشد؟
یک روز آقای رمو تصمیم گرفت که دیگر به سگش غذا ندهد و او را دو روزی گرسنه نگه داشت. اما بوم او را همچنان عاشقانه و با مهربانی دنبال می کرد. وقتی که آقای رمو برای غذا خوردن سر میز می نشست، بوم نه چیزی درخواست می کرد و نه حتی نزدیکش می شد. تنها از دور و با کنجکاوی مطبوعی صاحبش را تماشا می کرد، انگار که در چشم هایش نوشته شده باشد: اگه تو بخوری ، منم سیر می شم. و هر چقدر که آقای رمو از روی بدجنسی با سر و صدا و ولع لقمه ها را پایین می داد، نگاه بومرنگ لطیف تر می شد.
وقتی بالاخره آقای رمو به بومرنگ غذا داد، او نه از خود بی خود شد و نه هیجان زده به سمت غذا هجوم آورد، نه. تنها دمش را آرام و سپاسگزار تکان داد، انگار که بخواهد بگوید: " تو دلایل خودتو واسه غذا ندادن و گشنه نگه داشتن من داشتی، اما ازت ممنونم که امروز به یادم افتادی." و....
داستان دوم هم داستان مردی است که شدیداً تنهاست و می پندارد با داشتن موبایل از تنهایی رهایی خواهد یافت اما درد تنهایی با داشتن چندین موبایل هم ، تا انتهای داستان حس می شود در مورد مردی که با یک گوشی موبایل خود به آن یکی زنگ می زند و ساعتها حرف می زند...
طنز داستان سوم در مورد دانشمندی است که به هر جای دور از دسترس و خلوت و دور از ذهن بشر (در دل جنگلها و نوک قله های بلند و....) سفر می کند تا تنهاترین انسان کره ی زمین را کشف کند اما در نهایت متوجه می شود که...
داستان چهارم که برایم تلخ و ترسناک بود در مورد تنهایی مرگ (فرشته مرگ) و پیرمردی است و اینکه چگونه مرگ تنهایی اش را با آن پیرمرد پر می کند و....
و...
داستان مسئول کنترل ، درس زیر دریا، لحظه و...هم برایم به گونه ای بود که روزها در موردش فکرم مشغول باشد و حتی شدیداً تحت تاثیر داستان آخر قرار گرفتم داستان تنهایی دزدی که قصدش از ورود به خانه های مردم بیش از آنکه دزدی باشد، زندگی کردن با آنها و مقابله با غم تنهایی اش است.
سه: ....
نام کتاب: خانواده ای محترم
نویسنده : ایزابلا بوسی فدریگوتی
مترجم: بهمن فرزانه
ناشر: ققنوس
سال نشر:1381
تعطیلات عیدم را با خواندن دوباره این کتاب پر کردم ...کتابی که دوست دارم بازم بخوانمش ...کتاب از دو بخش تشکیل شده :کلارا و ویرجینیا...دو خواهر که داستان را از بیان و زبان هر دو می شنویم ... قضاوت کردنها ، ترس از قضاوت شدنها و نتیجه آنها را می بینیم و مهمتر از همه اینکه وقتی با این دو خواهر آشنا می شویم (با توجه به تعریفی که از زبان هر یک می خوانیم) ، یکی را زنی می یابیم که همواره با "دوست داشتن " زندگی کرده است و دیگری که همه عمر به دنبال "دوست داشته شدن" بوده است....و ....
و....
پ.ن: مثل همیشه _ این بار هم_ هر سه کتاب از طرف همسر عزیزم بهم معرفی شده؛ .....
این وبلاگ روزنه ای است به دنیای بزرگ شازده کوچولوی من که در اولین ساعات روز سه شنبه 18 بهمن 84 به دنیا آمد تا مامانی بار دیگر ایمان بیاورد که سه شنبه ها همچنان روز خوشبختی است..................