جمعه بیست و هفتم دی ماه همراه با عمه های پسرک، رفتیم کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت... یادمه یکبار هم نه سال پیش (سال 83) کنسرت او را رفته بودم٬ اون موقع یک خانم پیانیست همراهیش می کرد اما این بار چهار دختر جوانِ هنرمند و  سبز پوش، با پیانو، ویولن، دف و درامز خانم غانم را همراهی می کردند... و در آستانه هفتاد سالگی، صدای  خانم غانم همچنان قوی و محکم بود و من عاشق این صدا... غرق در ترانه های قدیمیش شدم: گل گلدون، مرد من، پرنده، آسمون آبی، بیقرار و....و ترانه هایی جدید چون عاشقانه و صبوری و ترانه هایی که قبلاً با صدای محمد نوری و ....شنیده بودم و شنیدنش با صدای خانم غانم را نیز دوست داشتم به خصوص ترانه ی ماه پیشانی که عاشقش بودم با صدای دریا دادور و دیدم که با صدای خانم غانم نیز چقدر دوست داشتنی است...

دو ساعت شیرینی بود  برایم و وقتی از سالن همراه با موج بانوان دیگر به سمت جایگاهی می رفتیم که موبایل هایمان!!! را تحویل بگیریم؛ احساس پرنده ای سبکبال را داشتم شادی خاصی داشتم  و از آن لحظاتی بود که حس می کردم تپش قلبم را در سینه ام ...و حس می کردم که این دل می تواند به انسانها، عشق بورزد، می تواند زیباییهای طبیعت را ببیند و سرمست شود می تواند همه ی چیزهای خوب را ببیندو دوست داشته باشد...حس می کردم همه ی انسانها را دوست دارم و احساس دوست داشتن چقدر زیباست ....

و فکر کردم که موسیقی خوب چه معجزه ای می کند و چقدر موثر است در تلطیف قلبها و ...

من از اون آسمون آبی می خوام. من از اون شبهای مهتابی می خوام. دلم از خاطره های بد جدا. من از اون وقتهای بی تابی می خوام....

 

پ.ن1: از خدای مهربان، سلامتی و طول عمر آرزومندم برای بانو سیمین غانم که با همه مصا.ئب این سرزمین ساخته اند و صدای گرم خدائیشان ، هر از گاهی معجزه می کند در دلهای (غمزده ی من یکی ) ما  !

پ.ن2: و ما چقدر محر.و. میم از این نعمت بزرگ (البته شکی نیست که هر کس می تواند در چاردیواری خانه خودش هر موسیقی را ببیند و گوش بکند اما حسی که در بودن در کنسرت و شنیدن زنده و حضوری موسیقی وجود دارد چیز دیگری است دست کم برای من یکی و ....  بیشتر وقتها با تماشای  کانال شان. سون. تی. وی. (تصنیفها و ترانه های کلاسیک روسی است)  به یاد این محر.و.میت هم می افتم و...)